دنیای شیرین من

بدون عنوان

سلام عشقم 25 اسفند 93آخرین روزی بود که شما شیر مادر خوردی و 4 فروردین 94 برای همیشه مجبور شدی نونو(پستونک) رو کنار بذاری . وای نمیدونی چه قدر شیرین زبون شدی روز به روز حرف زدنت بهتر میشه به مامان میکی هادر به بابا میگی اسیا(اسماعیل) به پرتقال میگی گوبا کلی کلمه بلدی که بگی تازه جمله های 2 کلمه ای هم تک و توک میگی از همه شیرین تر رقصیدنته که همه عاشق رقصتن همه رو هم مجبور میکنی برات دست بزنن اگه کسی دست نزنه میدویی سمتش و دستاشو به هم میزنی ازش میخوای که دست بزنه عاشق اب بازی هستی هر کی بخواد بره حموم تو سریع میدویی به سمتش و اویزونش میشی و به زور می خوای لباساتو در بیاری. فعلا بای باید بهت ناهار بدم اخه خوابت میاد
28 فروردين 1394

بدون عنوان

سلام عشق کوچولوی مامان عزیزم سعی کن زود تر خوب بشی مامان دیگه توان شنیدن سرفه هاتو نداره راستی دیشب (93/12/6) برای اولین بار گفتی آب بده تازه چند بار هم منو صدا کردی مامان کاملا درست گفتی و اصلا هم تصادفی نبود  دوستت دارم عشقم  
6 اسفند 1393

مراسم شیرخوارگان

یاد پارسال بخیر با چه ارامشی تو مراسم نشسته بودم امسال فقط دنبالت میدوییدم واقعاً خسته شده بودم ولی وقتی سعی میکردی با سرعت تمام بدویی قیافت واقعاً دیدنی بود اصلاً هم نمیذاشتی اَزت عکس و فیلم بگیرم این یکی عکس هم از دستت در رفت ...
10 آبان 1393

گوشه ای از خوشگذرونی های بردیا تو شمال

از وقتی که برای همیشه برگشتیم نوشهر خیلی روحیه ات عالی شده اینجا دور و برت حسابی شلوغه بابایی رو تند تند میبینیم هم بازی زیاد داری هر وقت هم که بخوایم بریم بیرون بگردیم کلی گزینه داریم خلاصه کلی داریم خوش میگذرونیم ...
10 آبان 1393

سلام منم بردیا

یه سلام آبدار بعد از یه غیبت طولانی وبلاگ قبلیم دچار مشکل شد مامانم خلاصه وقت کرد یه وبلاگ جدید برام درست کنه این عکسو در دیو چشمه نزدیک شهر پول بعد کلی اب بازی گرفتم.     ...
20 شهريور 1393
1